|
|
|
|
||||
|
|
|
|
||||
|
|
|
یک توضیح ضرور موضوع انتخابات در ایران یکی از موضوعات جدی بحث انگیز در میان کوشندگان راه حقوق ملی آذربایجان است. سایت «آذربایجان» گسترده شدن بحث ها در این مورد را بسود مردم و بسود نهضت ملی – دموکراتیک می داند و از آن استقبال می کند. در تعقیب این سیاست، نوشته آقای محمد آزادگر در نقد دیدگاههای آقای رزمی را- به نقل از سایت آچیق سؤز - باطلاع خوانندگان «آذربایجان» می رسانیم. بدیهی است که انتشار این نوشته ها الزاما به معنی رد یا پذیرش آنان نیست. خوانندگان «آذربایجان» را به شرکت فعال در این مباحثات فرا می خوانیم. آذربایجان
محمد آزادگر
نباید در انتخابات مجلس اسلامی هشتم شرکت کرد! درحاشیه ی« چه باید کرد؟!» ماشااله رزمی
در این اواخر بعضی از آذربایجانی ها به تبلیغ شرکت در انتخابات مجلس هشتم روی آورده اند.در این میان نوشته م. رزمی «چه بایدکرد» از جهاتی قابل توجه تر است. آقای رزمی دراین نوشته به مسایل متعددی اشاره کرده که بخشا مربط به انتخابات است وبخشا نامربوط.. من سعی می کنم بطور گذرا به برخی موضوعات و نکاتی که به نظرم مهم هستند و در این نوشته رزمی آمده است اشاره کنم.
آقای رزمی برای توجیه شرکت در انتخابات واقعیت ها را وارونه نشان میدهد و به تزی روی می آورد که تماما ناصواب و خلاف حقیقت است. رزمی مینوسد :« بايد توجه داشت که حکومت هاي غير منتخب علاقه چنداني به شرکت وسيع مردم در انتخابات ندارند» خامنه ای میگوید:«انتخابات يك فريضه است؛ همه بايد شركت كنند؛ همه بايد خود را موظف بدانند براى اينكه در انتخابات شركت كنند. بهانهجوئى نبايد بشود. مسئلهى انتخابات، مسئلهى مهم امسالِ ملت ايران است» رفسنجانی میگوید :«رکن اولیه انتخابات حضور مردم است. اگر در این صحنه نمایندگان شایسته هم باشند اما مردم حضور نیابند، انتخابات نمی تواند پیام خود را انتقال دهد. اگر صندوق ها پر از رای باشد به طور قطع محاسبات دشمن که حریصانه چشم خود را به دوری مردم از انقلاب دوخته به هم خواهد خورد.»
آقای رزمی مینویسد:« شرکت جنبش هاي ملي در انتخابات بويژه درانتخايات منطقه اي نبايد بمعني رسميت دادن به رژيم حاکم و يا رفتن به زير پرچم آن تعبير شود، در اينجا هدف گرفتن قدرت در منطقه و تسخير نهاد هاي تصميم گيري محلي است که شعار اصلي هر جنبش ملي ميباشد و چندان ربطي به موافقت يا مخالفت با حاکميت ندارد، کسي که شرکت در انتخابات را تحريم ميکند آشکارا تحقق خواسته هاي ملي را به بعد از سرنگوني حکومت موکول ميکند، امري که تضمين شده نيست، حکومت در ايران به اتکاء در آمد نفت عليرغم نفرت مردم از آن ميتواند سال ها دوام بياورد چنانکه سي سال است دوام آورده است و يا اگر تغيير کرد يا سرنگون شد هيچ تضميني وجود ندارد که حکومت جانشين، خشن تر از حکومت فعلي رفتار نکند ....جنبش ملي تعطيل بردار نيست و در هر شرايطي ميبايد متناسب با اوضاع در صحنه حاضرباشد. مبارزه مردم براي خواسته هاي ملي از زندگي روز مره آنان جدا نيست و نبايد انتظار داشت که مردم مانند انقلابيون حرفه اي، کار و فعاليت بکنند.» آقای رزمی جابجا انتخابات مجلس شورای اسلامی را با انتخابات شهر و روستا قاطی میکند در حالیکه این دو از یک جنس نیستند و وظایف و حیطه عملشان نیز متفاوت است.در ضمن اصولا کسی با شرکت در انتخابات شوراهای شهر و روستا مخالف نیست. اما علرغم این اقای رزمی به خلط مبحث میپردازد. تحریم انتخابات الزاما به معنای سرنگونی طلبی نیست حتی بخشی از اصلاح طلبان حکومتی نیز و یا اپوزیسیون قانونی رژیم چه دراین انتخابات و چه انتخابات قبلی ا نتخابات را تحریم کرده اند. مسله این است که رزمی موضوعات متعدد و مختلفی را در این پاراگرف گنجانده است که اساس آن مایوس کردن و ناامید ساختن مبارزان راه ازادی و دموکراسی و خلع سلاح کردن جنبش ملی آذربایجان و قربانی کردن آن زیر پای حکومت اسلامی است .
اولا آنهایی که از تحریم انتخابات صحبت میکنند نقدا منظور انتخابات مجلس اسلامی هشتم است که قرار است در 24 اسفند سال جاری برگزار شودونه انتخابات شوراهای شهروروستا.ما میگوئیم شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی هشتم مشروعیت دادن به رژیم غیر مشروع است. شعار و هدف جنبش ملی و دموکراتیک آذربایجان شکستن ماشین دولتی حکومت اسلامی و رهایی ازستم ملی و دستیابی مردم آذربایجان و ملت تورک ساکن ایران به دموکراسی و عدالت اجتماعی و حق تعیین سرنوشت است. زیرا مساله ملی درایران و از جمله مسله تورکان ایران و آذربایجانی ها یک مساله کاملا سیاسی است. برای پایان دادن به ستم ملی درایران باید این حکومت برود.البته تلاش برای وارد شدن به انجمن های شهر و روستا اینجا و آنجا میتواند سیاست درستی باشد یا نباشد .در هر صورت باید در هر مورد مشخص تصمیم مشخصی گرفت؛ البته نه برای خوش رقصی به حکومت اسلامی بلکه برای اینکه از این طریق نشان داده شود که تا ملت های تحت ستم و مظلوم در قدرت سیاسی سهیم نگردند و به عنوان یک ملت به رسمیت شناخته نشوند و از حقوق ملی و شهروندی برخوردار نگردند، مساله ملی شان حل نخواهد شد.
ثانیا این استدلال که چون این حکومت سی سال با سرکوب و شکنجه و اعدام و زندان و تحقیر و سرکوب زنان و ملیتها ی غیر فارس زبان و دگرانیشان و زحمتکشان و البته به اتکائ درآمد سرشار نفت دوام آورده پس تا ابد نیز دوام خواهد آورد، از اساس نادرست است .هیچ حکومتی را اگر سرنگون نکنند سرنگون نمیشود.
و ثالثا این حکم تماما مسخره و بدون اساس که هيچ تضميني وجود ندارد که حکومت جانشين، خشن تر از حکومت فعلي رفتار نکند، در واقع دفاع از وضع موجود است. من معتقدم که هر حکومتی پس از جمهوری اسلامی بیاید با توجه به رشد جنبش دموکراسی خواهی و نیروهای مدافع آزادی در ایران و همچنین افکار عمومی بین المللی که در مجموع به سود دموکراسی عمل میکند؛ امکان و شانس استقرار حکومتی دموکراتیک و سکولار بیش از هروقت دیگر فراهم است. در کشور ما قبل از انقلاب 1357 و یا اوایل انقلاب جنبش های ملی ملل تحت ستم مثل امروز نیرومند وتوده ای نبود. دور نرویم همین جنبش ملی آذربایجان در قیام سراسری خود درخرداد 1375نشان داد که جنبش ملی و دموکراتیک تورک ها چه قدرت عظیمی دارد.و یا جنبش رهایی و برابریی طلبانه زنان در ایران و نیز درآذربایجان باقبل از انقلاب و یا اوایل انقلاب قابل مقایسه نیست! و یا جنبش کارگری و سندیکالستی امروز یک جنبش قوی اجتماعی است که با اوایل انقلاب مطلقا قابل قیاس نیست. وجود و حضور پرتوان جنبشهای رهایی بخش ملل تحت ستم، جنبش زنان وجنبش کارگری و جنبش پردامنه دموکراسی خواهانه و سکولار تضمین میکنند که حکومت جانشین جمهوری اسلامی، دموکراتیک تر خواهد بود.
از منظر آقای رزمی برای اینکه جنبش ملی تعطیل نشود و در صحنه حاضر باشد باید در بساط رژیم بازی کند و در انتخاباتی که رژیم جمهوری اسلامی برگزار میکند، شرکت کند. تحریم انتخابات مطلقا تناقضی با زندگی روزمره مردم که برای خواسته های ملی مبارزه میکنند ندارد و ربطی هم به انقلابیون حرفه ای وغیر حرفه ای ندارد.
آقای رزمی میگوید:« در جامعه آذربايجان مانند هر جامعه آگاه، مشروعيت هر رهبر از طريق انتخاب آزاد مردم بدست ميآيد بدينجهت اشخاصي که داراي شرايط رهبري جنبش هستند هر طور شده بايد خود را به انتخاب مردم بسپارند.»
دوست ما گویا جامعه فرانسه را با ایران که در آن حکومت اسلامی حاکم است عوضی گرفته است .در جامعه ای که کوچکترین امکان فعالیت دموکراتیک وجود ندارد و در شرایط اختناق و سرکوب تمام عیار، فعلان ملی و یا رهبران جنبش چگونه میخواهند خودشان رادر معرض انتخاب مردم قراردهند. پاسخ آقای رزمی روشن است :شرکت در انتخابات!
آقای رزمی میگوید:«جنبش ملی هنوز براي اداره جامعه اعلام آمادگي نکرده است، هنوز بشکل گسترده براي تسخير نهادهاي اجرائي وارد عمل نشده است. رهبران جنبش هنوز موقعيت رهبري خود را در جامعه تثبيت نکرده اند. در چنين وضعيتي اگر ناگهان يک خلاء قدرت بهر دليل در جامعه ايجاد شود جنبش نخواهد توانست نقش تاريخي خود را ايفا کند.»
جنبش ملی چگونه برای اداره جامعه باید اعلام آمادگی کند؟کدام جنبشی را می توان سراغ گرفت که در شرایط اختناق ودیکتاتوری که سر نیزه حکومت میکند و احاد مردم از هیچ حق دموکراتیکی برخوردار نیستند؛ برای اداره جامعه اعلام آمادگی کند. تسخیر نهادهای اجرایی یعنی چه که جنبش ملی وارد عمل نشده است.در کشوری که کوچکترین مطالبات ملی وفرهنگی با زندان وشکنجه همراه است و در روز جهانی زبان مادری جوانان آذربایجانی را تنها بخاطر دفاع از زبان مادری شان زندانی وشکنجه میکنند و یا شرکت در یک تظاهرت مسالمت آمیز درمقابل تحقیر و توهین دولت مرکزی با شکنجه و زندان و رگبار مسلسل همراه است، جنبش ملی چگونه باید برای تسخیر نهادهای اجرایی وارد عمل شود. رهبران عملی جنبشها چیزی جدا از خود جنبش ها نیستند و مثل هر کجای دیگر دنیا در مواقع لازم جنبشها رهبران خود رامعرفی می کنند و تثبیت هم میشوند . اما قصد و نیت آقای رزمی از برشمردن این« ضعف ها» این است که بگوید درخلائ قدرت جنبش ملی نخواهد توانست نقش تاریخی خود را ایفا کند. پس برای پرکردن خلا قدرت در بساط رژیم بازی کرد ودر انتخابات حکومت اسلامی شرکت کرد. آقای رزمی میگوید طي پانزده سال گذشته، جنبش هاي ملي معاصرجهان را که از راههاي گوناگون براي کسب حقوق ملي خود مبارزه مکنند را بدقت مورد مطالعه قرار داده و بويژه جنبش هائي نظر اورا جلب کرده اند که طرفدار فدراليسم هستند و در اين ميان جنبش ملي کاتالانها در اسپانيا را بيش از هر جنبش ديگر از نظر اجتماعي و سابقه تاريخي به جنبش ملي آذربايجان نزديک احساس کرده و ادامه میدهد: «جنبش کاتالانها داراي دو جناح استقلال طلب و فدراليست است اما در مواقع ضرور به ويژه در انتخابات هر دو جناح بدون توجه به اختلافات نظري، با هم متحد ميشوند و از حقوق کاتالانها يکصدا دفاع ميکنند.» قانون اساسی اسپانیا حقوق مردم کاتالونی را برسمیت می شناسد و این محصول مبارزه آنان بود و نه نیکخواهی دولت اسپانیا.در کاتالونی پارلمان محلی وجود دارد.و انتخابات کاملا آزاد است. در کاتالونی ، زبان کاتالونی زبان رسمی و اول بوده و رسانه ها به زبان کاتالونی است.در کاتالونی ، آموزش چه در سطح مدارس و چه در سطح دانشگاه ها به زبان کاتالونی است و اسپانیائی زبان دوم شمرده میشود.مقایسه انتخابات در ایران با کاتالونی ، شبیه اظهارات عالمانه آن مردی است که فرمود : خسن و خوسین ،دختر های معاویه را در مدینه گرگ خورد.
من در اینجا بیش از این وارد بحث کاتالونیا نمشوم ولی علاقمندان میتوانند به کتاب( عصر اطلاعات:اقتصاد،جامعه وفرهنگ / قدرت هویت جلد2 نوشته مانوئل کاسلز که توسط حسن چاوشیان به فارسی هم ترجمه شده مراجعه کنند)وببینند که تا کجا جنبش ملی آذربایجان با کاتالونیا قرابت دارد! آقای رزمی میگوید: «تجربه احزاب دموکراتيک در کشورهائي که داراي سيستم انتخاباتي دوره اي بوده اند نشان ميدهد که بهترين آموزشگاه براي تربيت کادر سياسي جهت کسب قدرت سياسي در اين جوامع تشويق کادر ها به شرکت در انتخابات بوده است و بعدادامه میدهد در حال حاضر انتخابات دوره اي در ايران وجود دارد و جنبش ملي آذربايجان بايد وسيعا از اين فرجه استفاده کند و هر حزب يا گروه سياسي که از اين امکان بهره برداري نکند، غيرمستقيم ميپذيرد که به بلوغ سياسي نرسيده است.» آقای رزمی از کدام کشور صحبت میکند مگر در ایران احزاب دموکراتیک حق فعالیت دارند. انتخابات دوره ای درایران را مگر میشود باکشورهایی که سیستم انتخاباتی دموکراتیک دارند ودارای احزاب سیاسی هستند کنار هم گذاشت و مقایسه کرد. از نظر آقای رزمی شرکت نکردن درانتخابات فرمایشی که درجمهوری اسلامی برگزار میشود، فقدان بلوغ سیاسی را نشان میدهد. معنای بلوغ سیاسی در پیش آقای رزمی شرکت در انتخابات حکومت اسلامی است! بر اساس گزارش خود وزارت کشور در دور دوم انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری در آذربایجان غربی 37,15% ودرآذربایجان شرقی 46,18%واجدان شرایط شرکت کرده اند. براساس اعلام وزارت کشوراز 46 میلیون و 351 هزار واجد شرایط، 23 میلیون و 440 هزار نفر در انتخابات مجلس شورای اسلامی هفتم شرکت کردند.و در تبریز 31,79 و در ارومیه 36,06 درصد در انتخابات مجلس هفتم شرکت کرده بودند. همگان میدانند و حتی خودی های نظام نیز بر تقلب و دستکاری درشمارش آرا و بالا بردن تعداد آرای احمدی نژاد و مجلس هفتم اعتراف کرده اند. به باور آقای رزمی آکثریت جمعیت آذربایجان غربی و شرقی به بلوغ سیاسی نرسیده اند. آقای رزمی! عدم شرکت، خود بیان بلوغ سیاسی مردم آذربایجان را نشان می دهد. دعوت به انتخاباتی که خودی های رژیم را نیز کنار می زند، چیزی جز پذیرش شرایط تسلیم بی قید و شرط نیست و این بعد از سی سال تجربه جمهوری اسلامی، نشان دهنده عدم بلوغ و ماندن در توهم خوش بینی ریشه دار نسبت به جمهوری اسلامی است .کسی که از فیلترهای التزام نظری و عملی برای نظام جمهوری اسلامی و التزام و تعهد به ولایت فقیه و نظارت استصوابی شورای نگهبان می گذرد، همکار و نماینده همان ولایت فقیه است در بین مردم آذربایجان و نه نماینده مردم. آقای رزمی رهبران و فعالان جنبش ملی دموکراتیک آذربایجان را با بنیانگذاران جنبش عدم تعهد امثال جواهر لعل نهرو، جمال عبدالناصر و مصدق مقایسه کرده و نتیجه میگیرد «رهبراني توانسته اند زنده بمانند و جنبش را بسوي پيروزي هدايت کنند که اولا امکانات مالي و مادي کافي براي تامين هزينه هاي رهبري را داشته اند و ثانيا عموما کساني بوده اند که پيوند هائي با طبقه حاکم داشته اند که ضمن تمرين عملي اداره امور کشوري، با استفاده از نفوذ کساني که شريک قدرت بوده اند هنگام خطر از مهلکه جان سالم بدر برده اند.» واقعیت این است که نه رهبران عملی و فعالان جنبش ملی آذربایجان با بنیانگذاران جنبش غیر متعهد ها قابل مقایسه اند نه در مضمون و نه درجهت گیری سیاسی شان شباهت هایی قابل مشاهده است. جنبش عدم تعهد ، تجمع عده ای از دولت ها بود که نمی خواستند عضو پیمان ناتو و پیمان ورشو باشند .در بین این کشورها پاره ای کمونیست بودند و عده ای دیگر نیز ملی. مقایسه جنبش عدم تعهد ها با امکان شرکت و یا عدم شرکت در انتخابات، شبیه مقایسه شیر سماور با شیر کربلاست!.اما به نظر می آید آقای رزمی به این مقایسه دست زده تا این فکر تماما غلط و ویرانگر راجا بیندازد که رهبران جنبش ملی اولا باید امکانات مالی و مادی کافی برای تامین هزینه های «رهبری» وهم پیوندهایی با طبقه حاکمه داشته باشند تا هنگام خطر از مهلکه جان سالم بدربرند! این است تعریف رزمی از رهبری جنبش ملی! آقای رزمی میگوید در جنبش ملي افرادي با معيار هاي مردم پسند وجود دارد و براحتي ميتوانند از فيلتر هاي متعدد حکومتي بگذرند و انتخاب يشوند . آقای رزمی راست نمیگوید. فیلترهای متعدد حکومت اسلامی که حتی خودی های معتقد به نظام وولایت مطلقه فقیه که اعتقاد و التزام به اسلام و ج.ا دارند مانند نوه خمینی و جانبازان حزب الهی جنگ و ذوب شدگان در ولایت را هم حذف میکنند چگونه مدافعان و وابستگان جنبش ملی میتوانند از این فیلترها بگذرند و انتخاب بشوند. فعالان جنبش ملی آن چوپان مورد اشاره آقای رزمی نیستند که به خواستگاری دختر پادشاه میروند تا سری در میان سرها پیدا کنند. فعالان ملی اگر میخواستند سری در میان سرهای مورد نظر آقای رزمی پیدا کنند، میتوانستد مسیر دیگری انتخاب کنند و لزومی نداشت که دیگر به دفاع از منافع ملت مظلوم آذربایجان بر خیزند. از نظر رزمی جنبش ملی مدرن و دموکراتیک آن است که در انتخابات مجلس هشتم شرکت کند و اگر کسی، حزبی و یا جنبشی در انتخابات جمهوری اسلامی شرکت نکند مدرن و دموکرات نیست. درک آقای رزمی از «سیاست متمدنانه» شرکت در انتخابات جمهوری اسلامی است! آقای رزمی معتقدندکه برای رسیدن به حق تعیین سرنوشت ملل راه های مختلفی وجود دارد وحتما هم شرکت در انتخابات یکی ازآن راههاست. درخاتمه به آقای رزمی دوستانه خاطر نشان میسازم که تنها راهی که به حق تعیین سرنوشت ملل مطلقا نمی انجامد، شرکت در انتخابات جمهوری اسلامی است. |
|
|||
|
|
|
|||||
|
"آذربایجان"
دا
یازیلان مطلب لردن
باشفا سایت لار ویایینلاردا
فایدالانماق، |
||||||