آذربایجان

 

 
  آنا صحیفه ►►► اجتماعی ملی بین الملل تاریخ ادبیات و هنر  
 

وهاب انصاری

آیا واقعا "همایش همبستگی" بود؟
نگاهی به "همایش همبستگی" پاریس

Wahab_anssari@yahoo.de

وهاب انصارینشستی در روزهای 15 تا 17 ژوئن 2007 در پاریس برگزار شد که نامش را "همایش همبستگی" پاریس گذاشتند. نوع تشکیل آن و نیروهای شرکت کننده در آن و نتایج سیاسی و تشکیلاتی آن از زوایای مختلفی باید مورد نقد و بررسی قرار بگیرد.

در سپتامبر 2005 جمعی از جمهوریخواهان همراه مشروطه خواهان سلطنتی به رهبری آقای رضا پهلوی در برلین دور هم جمع شدند. در حاشیه نشست برلین جمعی از آنان، با خود آقای رضا پهلوی دیداری حضوری داشتند. آقای رضا پهلوی خود را در جایگاهی فراتر از آن می دید که مستقیما در این نشست و مباحث آن شرکت بکند.

اینان در پایان نشست برلین منشوری منتشر کردند، که مبنای حرکت و اهداف این جمع را بیان میکرد. در منشور برلین نوشتند، که هدفشان تشکیل حزب و جبهه و ائتلاف نیست بلکه: "این جمع نه ائتلاف و نه اتحاد جبهه ای و نه در صدد تشكیل حزب و سازمان سیاسی جدیدی است و نه ادعای رهبری دارد.  هدف اصلی آن آسان سازی امر ضروری همكاری و همسوئی آزادیخواهان طرفدار استقرار دمكراسی در ایران است." اما در همایش پاریس با تصویب پلاتفرم "هویت" و پلاتفرم "ساختار تشکیلات" و انتخاب شورای هماهنگی و داشتن سایت اینترنتی بعنوان بازتاب دهنده نظرات اینان(ارگان مرکزی)، برخلاف اعلام اولیه، عملا تبدیل به تشکلی شده است، که میخواهد در مهمترین رویدادهای کشور موضعگیری بکند. با موضعگیری های خود بر روندهای سیاسی کشور تاثیر بگذارد و در ادامه خود روندهای سیاسی کشور را بر حسب امکاناتش رهبری بکند.

این جمع در منشور برلین اعلام کردند که: "ما خواهان استقرار نظام سیاسی ای هستیم كه در آن دولت (= ستیت = اتا) فقط  ناشی از اراده مردم باشد." بدین طریق در اولین گام اینان نوع نظام آینده ایران را مسکوت گذاشتند، و دمکراسی را صرفا در تشکیل "دولت ناشی از اراده مردم" دانستند. در همان منشور نوشتند که: "در همین همه‌پرسی است كه شكل نظام آینده كشور نیز با آرای عمومی مردم تعیین خواهد شد."

اگر جملات بالا از طرف مشروطه خواهان نوشته میشد، میتوانست نشان از تحول آنان باشد، و مثبت بود. اما جملات بالا از طرف بخشی از جمهوریخواهان تایید شده است، که بایستی تمامی تلاش و سیاستشان از همین امروز در راستای دفاع از استقرار جمهوری دمکراتیک و سکولار و تماما انتخابی باشد. تایید جملات بالا و مسکوت گذاشتن جمهوریت نظام آینده، به معنای عقب نشینی جمعی از جمهوریخواهان از اهدافشان است، و تقویت کننده گرایش غیر جمهوریخواه در جنبش سیاسی ایران است. از همین رو، طیف وسیعی از جمهوریخواهان با این حرکت از همان آغاز به مخالفت پرداختند. همواره به نیروهای جمهوریخواه شرکت کننده در آن، هشدار میدادند که این حرکت شما به استقرار دمکراسی و جمهوری نخواهد انجامید. چرا که اولا در همین گام اول شما از تلاش برای استقرار یک جمهوری دمکراتیک، سکولار و انتخابی دست برداشته اید. خواست جمهوریخواهی خود را بر تشکیل "دولت فقط ناشی از اراده مردم" تنزل داده اید، و خود خواهان و نیروی به همه پرسی گذاشتن دو باره نظام سلطنتی (خاندان پهلویها) در ایران شده اید. این نوع نگاه و اقدام، جمهوریخواهان را به نیروی واقعی استقرار یک جمهوری دمکراتیک و تماما انتخابی رهنمون نخواهد کرد، بلکه آنان را به نیروی پشتیبان سلطنت و یاری دهنده استقرار نظام سلطنتی در ایران تبدیل خواهد کرد.

برگزاری همایش پاریس و انعکاس آن در نشریات نئوکانها و سایر رسانه ها که نیروی رهبری کننده همایش پاریس را مشروطه خواهان سلطنتی و شخص رضا پهلوی نشان دادند. ارزیابی آنانی که به جمهوریخواهان شرکت کننده در همایش پاریس، هشدار میدادند، که نیرویشان تبدیل به پشتیبانان مشروطه خواهان سلطنتی و رضا پهلوی خواهد شد، را به اثبات رساند. به جمهوریخواهان شرکت کننده در این همایش هم باید ثابت شده باشد، که شرکت در اتحادهای از این دست که نیروی فائقه مشروطه خواهان سلطنتی به رهبری رضا پهلوی هستند، و از امکانات وسیع تبلیغی و بین المللی برخوردارند، شرکتشان به نفع آنان تمام شده است. صرف شرکت عددی در یک همایش و یا در یک اتحاد بمعنای بهره برداری و استفاده برابر تمامی نیروهای شرکت کننده در آن نیست. بویژه که نیروی جمهوریخواهان شرکت کننده در همایش پاریس نه تنها پشتیبانی جنبش جمهوریخواهان را ندارند، بلکه با مخالفت وسیع جنبش جمهوریخواهان مواجه هستند. در نتیجه دوستان جمهوریخواه باید آگاه باشند، که نیات و اهداف یک اتحاد الزاما با نتایج عملی آن یکی نخواهد بود. زمان باز هم نشان خواهد داد، که همایش پاریس در خدمت دمکراسی و جمهوریت برای ایران نخواهد بود و در خدمت مشروطه خواهان سلطنتی خواهد بود.

در عین حال اینان منادیان تشکیل "نهاد ملی" هستند که در آغاز حرکت خود، در تمامی طیفهای شرکت کننده در روند تشکیل "نهاد ملی" تفرقه و اختلاف انداخته است. "همایش همبستگی" در طیف جمهوریخواه تقریبا بجز تعدادی اندک، هیچ حرکت و پشتیبانی را بر نیانگیخته است، بلکه با مخالفت خیلی وسیع و گسترده ایی روبرو شده است. بویژه احزاب و سازمانهای جدی جمهوریخواه مخالفتشان را با این حرکت، هم در درون خود و هم در سطح جنبش اعلام کرده اند. نشست برلین و شرکت تعدادی از اعضای سازمان چنان مخالفتی را در سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) بوجود آورد، که برای حل آن و روشن کردن ناروشنی های سیاست سازمان در زمینه اتحادها، کنگره فوق العاده گذاشته شد. کنگره دهم سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) با صراحت تمام با رای خیلی قاطع و بالایی مخالفت خود را با تشکیل اتحاد و جبهه با مشروطه خواهان سلطنتی اعلام داشت. سیاست اتحادی خود در مقطع پیش رو را با صراحت، بر اتحاد جمهوریخواهان نهاد. انتظار میرفت که این چند نفر از اعضای سازمان ما، که قاعدا باید منادی دمکراسی و رای مردم باشند. به رای اعضای سازمان خود، که برای حل و روشن کردن، متمدانه و دمکراتیک اختلافات به کنگره ایی زود رس حکمیت سپردند، تا اراده سازمانشان هرچه میگوید، همان باشد، احترام بگذارند و از ادامه شرکت در روند اتحاد با سلطنت طلبان خودداری بکنند.

رفقای شرکت کننده عضو سازمان در همایش پاریس، بدون توجه به اراده قاطع اعضای سازمانشان و بدون توجه به مسئولیتشان در نقض دمکراسی درون سازمانی و ايجاد تنش در درون سازمانشان و جنبش جمهوریخواهی و بدون توجه به مسئولیتشان در بستن فضای گفتگو و دیالوگ بین نحله های سیاسی که امری پذیرفته شده در میان خیلی از نیروهای مخالف بود، به روند تشکیل "نهاد ملی" از طریق جمع شدن، افرادی از نحله های سیاسی گوناگون ادامه دادند.

روند تشکیل "نهاد ملی" در طیف های دیگر نحله های سیاسی نیز از زوایای دیگری اختلاف و تفرقه بوجود آورد. که در اوایل در رقابت با آنها کنفرانسهایی مشابه تشکیل دادند. اما بعد از مدتی تشکلهایشان را منحل کردند. اما مخالفتشان همچنان با این طیف نیروهای خودشان باقی ماند.

زمانی که به سیر تشکیل و تکوین این حرکت، که منجر به برگزاری همایش پاریس شد، نگاه میکنیم. سوالهای متعددی طرح میشوند. آیا این همایش بلحاظ کمیت و کیفیت واقعا میتواند، برآیند اراده تمامی نیروهای دمکراسیخواه باشد؟ آیا واقعا سطح رشد نیروها و دمکراسی در کشورمان در این حد است؟ نقش تحولات بین المللی و منطقه ایی در رابطه با ایران در شکل گیری این حرکت تا چه اندازه است؟ رضا پهلوی و اطرافیانشان که رهبری کننده این حرکت هستند، اهدافشان چیست؟ آیا حرکتی که بر اختلاف در هر یک از نحله های سیاسی بنیان گذاشته شده است، میتواند به "نهاد ملی" فرا بروید؟

زمانی که روند تشکیل اتحاد جمهوریخواهان ایران و جمهوریخواهان لائیک-دمکراتیک را که همواره تاکید داشته اند که نمایندگی بخشی از جمهورخواهان ایران را دارند، با همایش "همبستگی پاریس" که ادعای تشکیل "نهاد ملی" برای ایران را دارد، مقایسه میکنیم، به عینه توخالی بودن و غیر واقعی بودن آنرا میبینیم. زمانی که اولین همایشهای تشکلهای جمهوریخواهان در برلین و پاریس تشکیل شد، در اولی بيش از هفت صد نفر و در دومی چند صد نفر شرکت داشتند. در حالی که در همبستگی پاریس که میخواهد منادی تشکیل "نهاد ملی" باشد، حدود صد و بیست نفر شرکت کرده اند. در جمهوریخواهان انتخاب رهبری کاملا دمکراتیک و به صورت فردی بوده است. در حالی که در همایش پاریس انتخاب رهبری به صورت از قبل توافق شده و لیستی صورت گرفته است. این نشان از آن دارد که اراده هایی در پشت پرده تصمیماتی میگرفته اند. همایش پاریس به لحاظ کیفیت و نوع برگزاری و اتخاذ روشهای دمکراتیک نیز فرسنگها از "نهاد ملی" بدور بوده است.

در کشور ما ایران بیش از صد سال سابقه مبارزه برای مدرنیته و دمکراسی و تحزب وجود دارد. در این صد سال حرکتها و جنبشها و احزاب متعددی تشکیل شده اند. جامعه ایران از حالت توده وار و بی شکل به جامعه ایی دارای تشکل ها و احزاب فرا روئیده است و در حال تثبیت این روند است. اما همایش پاریس و تکوین آن نشان داد که برگزار کنندگان و منادیان آن هنوز در چنبره افکار کهنه و فئودالی هستند، که اتحادها و همکاریها را نه بر بنیاد احزاب و تشکلهای تاریخا شکل گرفته، بلکه بر بنیاد فرد و یا افرادی از این احزاب و تشکلها و همچنین منفردینی از جامعه که معلوم نیست نمایندگی کدامین طبقات و اقشار جامعه را با خود دارند، بنیاد گذاشته اند. انگار در ایران انقلاب مشروطیتی اتفاق نیافتاده است، انگار در ایران صد سال مبارزه متشکل و هدفمند حزبی برای استقرار دمکراسی وجود نداشته است. انگار جامعه ایران هنوز متعلق به پیشا سرمایه داری، ناشکل یافته و توده وار است، که استقرار دمکراسی نه از کانال احزاب و تشکلها، بلکه باید از کانال افراد و شخصیتها و معتمدین محلی بگذرد. افراد و شخصیتها و معتمدینی که اصلا معلوم نیست نمایندگی کدامین اقشار و طبقات را دارا هستند.

افراد و شخصیتهایی که قادر نشده اند، اقلیت قابل توجه ایی از احزاب و تشکلهای خود را نیز به همراه داشته باشند، نمی توانند منشا هیچ امیدی برای استقرار دمکراسی در ایران باشند. اینان فقط میتوانند برای آنانی که هیچ شناختی از جامعه و تاریخ ایران ندارند و برای آنانی که میخواهند در ایران نیز تجربه عراق و افغانستان را اگر شرایطی پیش آمد، اجرا بکنند، میتواند منشا امیدی باشند. از همین رو تصادفی نیست که بنا به گزارشاتی، چند روز قبل از برگزاری همایش همبستگی پاریس آقای رضا پهلوی و عده ایی از گردانندگان این همایش در پراگ به دیدار جرج دبلیو بوش شتافتند. در این مورد حتی حاضر نشده اند، گزارشی به جنبش ارایه بدهند که در آن دیدار چی گذشته است؟ رابطه این دیدار با برگزاری همایش همبستگی پاریس چی بوده است؟ حضور هیات آمریکایی و سخنرانی و رهنمودهای آن که مورد اعتراض عده ایی قرار گرفت، چی بوده است؟ اینها همه نکته هایی پنهان و ناروشنی هستند، که برای آنانی که مسایل همایش پاریس را دنبال میکنند، مطرح اند. بنیان گذاران و بانیان همایش پاریس باید به این پرسشها و صدها پرسش دیگری که در ذهن کنجکاو و دل نگران سرنوشت کشورمان آنان را آزار میدهد، پاسخ بدهند. بی پاسخ گذاشتن این پرسش ها از جانب بویژه آنانی که با دلی سرشار از حس دلسوزی برای ایران و تلاش برای استقرار دمکراسی در ایران در این همایش شرکت کرده اند، میتواند آنان را همسان آنانی که سر و سری با قدرتمندان دنیای ناعادلانه امروزین دارند، در ذهن هزاران مشتاق استقرار دمکراسی یکی پندارند. آنان را گریزی از پاسخگویی به این پرسش ها نیست. چرا که با کسانی عهد و پیمان بسته اند که در ذهن جامعه سیاسی ایرانی به تاریخ گذشته آنان و رابطه اشان با قدرتمندان زورگوی دنیا سوالهای زیادی مطرح است. کارنامه روشن سیاسی و تشکیلاتی ندارند.

با توجه به مواردی که گفتم معلوم نیست، این چه "نهاد ملی" هست، بجای همگرایی و نزدیک کردن احزاب و سازمانهای نحله های سیاسی مختلف آنان را از هم دور کرده است. در خود طیفهای مختلفی که افرادی از آنان در این "همایش همبستگی" شرکت کرده اند، اختلاف و بحران بوجود آورده است

برای استقرار و استمرار انضباط دمکراتیک حزبی که فقط و فقط میتواند از هر حزبی یک اراده سیاسی در جامعه برآمد داشته باشد. آنانی که با تصمیمات حزب اختلاف دارند، فقط میتوانند در هر سطحی که بخواهند مواضع حزب را نقد بکنند و تلاش بکنند که از راهکارهای دمکراتیک که امری پذیرفته شده است، مواضع خود را به اکثریت برسانند. تنها راه آن است که این افراد شرکت کننده در همایش پاریس، با حفظ مواضع خودشان در قبال مواضع سازمانشان، اعلام بکنند که مسئولیت سیاسی و تشکیلاتی در قبال همایش پاریس ندارند.

22 ژوئن 2007

نسخه قابل چاپ

 
 

ã

 

ذربایجان" دا یازیلان مطلب لردن باشفا سایت لار ویایینلاردا فایدالانماق،
 یالنیز یازیچی، ترجمه چی و قایناق آ
دلارینی چکمکله آزادیر.