آذربایجان

 

 
  آنا صحیفه ►►► سیاست ملی بین الملل تاریخ ادبیات و هنر  
     

نوشته زیر از روزنامه خوش خبر ویژه نامه مرند و جلفا - چهارشنبه 9 خرداد 1386- نقل می شود.

کریم دلاویز

نهضت مغازه سازی در تبریز
7 نفره بیر توکان

می گویند میرزا آقاخان نوری جانشین امیرکبیر تنها کاری که از مملکت داری می دانست و برای توسعه و پیشرفت بلاد و شهرها سرش می شد، ایجاد قنات و حفر چاه بود؛ حتی در جاهای خشک و کویری مثل فلات مرکزی ایران که امیدی برای دسترسی به آب نبود، دستور حفر قنات می داد، و در جواب مقنیان که می گفتند از این قنات آب نمی آید می گفت شما کار خودتان را بکنید اگر برای من آب در نیاید، برای شما که نان در می آید.

نگاهی حتی سطحی و گذرا به شهر تبریز حاکی از وجود انبوه مغازه ها و بازارهای متعدد در قسمت های مرکزی و کنار و گوشه آن است. بنا به آمار ارائه شده سرانه واحدهای شغلی در این شهر به 7 و یا رقمی در این حدود می رسد یعنی برای هر هفت شهروند تبریزی یک مغازه وجود دارد، بخصوص چنین تراکمی در قسمت های مرکزی شهر و حول و حوش بازار سنتی و قدیمی بسیار زیاد می باشد. شکی نیست که تبریز از گذشته های دور تا همین چندی پیش بعلت موقعیت استراتژیک آن یعنی واقع شدن در دروازه اروپا و قفقاز چایگاهی بخصوص داشته و در صد سال قبل علاوه بر رشد صنایع مختلف در آن زمان از جایگاه تجاری بس ممتازی برخوردار بوده و صاحب بزرگترین بازار سرپوشیده و پیوسته زمان در آن روزگار بوده است. ولی با استقرار رژیم طاغوتی شاهنشاهی (پهلوی) و سیاست های ضد آذربایجانی و تمرکزگرائی آن رژیم، این شهر جایگاه های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، تولیدی و صنعتی خود را از دست داده و به رتبه ای که به هیچ عنوان، شایسته این شهر و گذشته آن نبود رانده شد و در حال چنین موقعیتی از دست رفته تلقی می گردد، اما در دوران اخیر اگرچه توجهاتی بصورتهای موردی و پراکنده انجام شده ولی این شهر از یک استراتژی توسعه برخوردار نبوده است که فرضاً در یک زمینه ای مثل صنعت، کشاورزی و تجارت بسته به پتانسیل ها و مزیتها منطقه ای، توجه و سرمایه گذاری بعمل آمده تا در همان زمینه امکان رشد و شکوفائی حاصل شود. اما همانطوری که پس از مقدمه تاریخی این مقاله اشاره گردید نهضت مغازه سازی و احداث پاساژ و مراکز خرید نه تنها از جانب بخش خصوصی بلکه از آن جدی تر از طرف شهرداری از اوایل دهه هفتاد آغاز شده و همچنان با شدت و حدت ادامه دارد. سلسله پاساژهای شمس، مولانا، صائب و قطران مابین تربیت و جمهوری، پاساژ فیروزه (اول خیابان ششگلان) پاساژ صاحب الامر (ضلع شمالی بازار تبریز و میدان چائی) مجتمع تجاری غرب بازار تبریز پاساژ مشروطه فعلی و پاساژ سلیمان سابق واقع در ضلع غربی بازار تبریز و جنب خیابان راسته کوچه، مغازه های واقع در زیرگذر قاضی در جلوی بازار امیر و پاساژ شمس، مغازه های واقع در عابر گذر راسته کوچه به اول خیابان شریعتی ساخت و سازهای حاشیه چهارراه منصور، ساخت و سازهای حاشیه مسجد کبود (بازار ابریشم) و طرح های دیگری که در کنار و گوشه شهر مثل اول شهرک امام و شهرک باغمیشه و جاهای دیگر به اجرا درآمده و بسیاری طرحهای دیگر در مرحله بررسی قرار دارند، نشان از ولع مدیران شهری این شهر برای تبدیل شدن به یک اجاره دار و ملاک بزرگ می باشد. مغازه و پاساژ و سرقفلی و امثالهم کالائی است خدماتی مثل سایر کالاها، کمیت و احساس نیاز آنرا بازار تعیین می کند و اتفاقاً از نوع کالاهائی می باشد که بخش خصوصی برای تولید آن بر خلاف کالاهای تولیدی رغبت نشان می دهد؛ در صورتی که در نقطه ای از شهر نیاز و ضرورتی به احداث چنین بنائی باشد کافی است تا زمینه آن از جانب شهرداری فراهم آید تا این کار بوسیله بخش خصوصی با هزینه های به مراتب کمتر و کیفیتی برتر به انجام برسد که طبیعی است نیک و بد آن، رونق وکساد آن متوجه همان بخش خواهد گردید، اما وقتی که شهرداری خودش بصورت علی الرأس و به عنوان سرمایه گزار و مجری و پیمانکار وارد کار می شود طبیعی است بدون سنجش تمامی جوانب موضوع سرمایه های هنگفتی از بیت المال صرف خرید، تملک و ساخت و ساز این گونه بناها می گردد بدون اینکه به مسئله برگشت سرمایه و سایر اثرات آن توجه چندان بشود. علیرغم گذشت نزدیک به 10 سال از پایان پروژه پاساژ صاحب الامر که ظاهراً به منظور بورس موادغذائی ساخته شده بود قریب به اتفاق مغازه های آن خالی از سکنه بوده و پاساژ کاملاً سوت و کور و تاریک می باشد پاساژ فیروزه نیز چنین وضعیتی دارد.

پروژه غرب بازار تبریز با صرف هزینه های میلیاردی و هنگفت هنوز نیمه کاره است و علیرغم بکار بستن ترفندهای مختلف تبلیغات، صرف هزینه های افتتاح و ایجاد بازار کاذب فروش سرقفلی و نام گذاری جدید قرعه کشی و جایزه ایجاد رونق بخشنامه ای و زوری... آن قسمتی که افتتاح شده تبدیل به انبار لوازم خانگی گردیده و بسیاری از مغازه های دیگر که از سرقفلی شان به فروش رفته خالی و بی رونق و بسیاری از خریداران ابراز ناراحتی و احساس تغابن می نمایند. جالب اینکه شرکت توسعه و عمران وابسته به شهرداری همچنان برای رو آوردن این طرح بی محابا در حال خرج کردن بوده و معلوم نیست آخر و عاقبت آن به کجا خواهد انجامید.

پاساژ 29 بهمن در زیرزمین خیابان فردوسی شمالی اگرچه از دولت سر تولیدی و ارزان فروشی های لباس رونقی یافته ولی عملاً مشتریان سایر قسمتهای بازار سنتی می باشد که به این بخش سرازیر شده است.

ساخت و سازهای حاشیه مسجد کبود و چهارراه منصور نیز خسارت جبران ناپذیری به بافت قدیمی و آثار باستانی و فرهنگی شهر وارد ساخته و عملاً بغیر از افزودن بازار بی رونق دیگر به انبوه بازارهای این شهر، عایدی برای شهروندان نداشته است. با چنین رشد مغازه سازی شاید در آینده نه چندان دوربرای هر شهروند تبریز یک باب مغازه داشته باشیم. بهرحال تبریز شهر اولین هاست در این مورد نیز چرا نباشد؟ شاید تصور و عنوان شود که به هر حال ساخت، فروش و اجاره چنین اماکن بعنوان منبع درآمد و سودی برای شهرداری باشد. لطفاً به جمع بندی توجه فرموده قضاوت کنید که آیا اگر بحث را جمع کنیم چنین نتایجی حاصل می شود؟

1ـ سالانه میلیاردها تومان از بیت المال و سرمایه این شهر صرف ساخت و سازهائی می شود که امکان انجام آن از جانب بخش خصوصی وجود دارد.

2ـ سالانه میلیاردها تومان از سرمایه شهر صرف ساخت ابنیه و ساختمانهائی می شود که مدتهای مدید بصورت بی رونق و بلا استفاده باقی مانده و عملاً سرمایه گزاری در آن زمینه کوچکترین توجیهی ندارد.

3ـ بسیاری از شهروندان ترغیب و تشویق به خرید مغازه و سرقفلی می گردند و عملاً سرمایه خود را در بخشی که کوچکترین خاصیت تولیدی و اشتغال زائی ندارد و به امید سود (بخوانید: تورم) می خوابانند.

4ـ شهرداری در بعضی موارد برای توجیه طرح خود عملاً به اقداماتی دست می زند که بازار کاذب فروش سرقفلی ایجاد نموده تا بتواند مغازه ها را بفروش برساند؛ که این امر خودش باعث ایجاد موج تورمی در سایرقسمت های بازار وشهر می گردد.

5ـ بسیاری از شهروندان با اقدام به خرید چنین اماکنی بدلیل رکود و کساد آنها دچار تغابن و ضرر و زیان می گردند.

6ـ ایجاد چنین بخش هایی بخصوص در قسمت مرکزی و شلوغ شهر باعث بغرنج ترشدن مسئله ترافیک و شلوغی این منطقه می گردد.

7ـ بعضاً خسارات و لطمات جبران ناپذیری به بافت سنتی و آثار باستانی شهر وارد می آید.

8ـ شهرداری وظیفه اصلی خود یعنی سیاست گذاری و برنامه ریزی شهری و اداره کنترل امور را فراموش کرده پتانسیل فکری ، مدیریتی و مادی خود را صرف بسازبفروشی و اجاره داری مینماید.

9ـ چنین نگرشی یادآور نگاه تک سویه آقاخانی به مسائل و موضوعات شهری بوده شهرداری را ازاندیشیدن به سایر امکانات توسعه ای باز می دارد.

10ـ با ساخت و فروش این ساختمانها عملاً چنین مکانهائی برای همیشه از لحاظ کاربری از دسترس شهرداری خارج شده و در آینده در صورت احساس نیاز به اجرای طرحهای زیربنایی تر چنین کاری امکان پذیر نخواهد بود. بدون شک اهل نظر و اساتید علاوه بر اشکالات دهگانه فوق شاید بتوانند چند دهگانه دیگر نیز بشمارند و شاید مدیران محترم شهرداری نیز اصول و دلایل قانع کننده تری دارند که همچنان به این پروژه ادامه می دهند.

منبع: خوش خبر

چهارشنبه 9 خرداد 1386

نسخه قابل چاپ

     
   

   
 

ذربایجان" دا یازیلان مطلب لردن باشفا سایت لار ویایینلاردا فایدالانماق،
 یالنیز یازیچی، ترجمه چی و قایناق آ
دلارینی چکمکله آزادیر.