آذربایجان

 

 
آنا صحیفه ►►► سیاست اجتماعی ملی بین الملل تاریخ
 

 

 بازگشت به صفحه پیشین

جشن 80 سالگی سایه در شهر کلن    سایه

جشن 80 سالگی هـ . ا. سایه در فضایی بسیار عاطفی و با حضور عده ی کثیری از هموطنان که از نقاط مختلف آلمان و کشورهای همجوار آمده بودند در سالن Alte Feuerwache شهر کلن (آلمان) برگزار شد؛ ابتدا خانم یلدا ابتهاج دختر آقای سایه سخنانی در رابطه با نحوه برگزاری مراسم ایراد کرد و آنگاه هـ . ا. سایه پشت میکروفون قرار گرفت و ضمن تشکر از حاضران بخاطر شرکت در مراسم به ایراد سخنانی پرداخت.

سایه در بخشی از سخنان خود گفت که ایراد عمر زیاد اینست که انسانی که پا به سن می گذارد، خواهی نخواهی شاهد مرگ بیشتر دوستان و همدوره ایهای خود می شود و این بسیار دردناک است. آنگاه وی ضمن اشاره به اینکه آخرین مرگ از این نوع دوستان، مرگ خانم ژاله اصفهانی بود که حدود دو ماه پیش در لندن اتفاق افتاد، به بازخوانی اشعاری از خانم ژاله و زنده یادها سیاوش کسرایی و نادر نادرپور پرداخت و در باره زندگی و آثار آنها نکاتی را متذکر شد؛ این قسمت از برنامه که در نوع خود شاید بهترین فسمت مراسم را دربر می گرفت، با اعلام تنفس به پایان رسید و بعد از تنفس هم متاسفانه ادامه پیدا نکرد. بعد از تنفس ابتداء ترجمه اشعار سایه بزبان آلمانی خوانده شد و آنگاه دوباره سایه به سخنرانی پرداخت و در انتهای سخنرانی، چند غزل جدید و سپس بعضی اشعار قدیمی  و ماندگار خود را دکلمه کرد. سایه با بغل کردن آخرین نوه های خود که از قضای روزگار دو قلو هم بودند فضای عاطفی  مراسم را تشدید کرد. مراسم در میان شادی و نشاط شرکت کنندگان  پایان یافت.  

در حاشیه مراسم:

سالن بشکل بسیار زیبا و شاعرانه ای تزیین شده بود!

شرکت کنندگان مراسم از طیف های گوناگون سیاسی و فرهنگی بودند، که در تنوع خود کم نظیر بود!

برنامه ریزی مراسم بشدت ضعیف بود و این گناه آقای سایه نبود، چرا که در همان حد هم که ایشان مراسم را فی البداهه اداره کردند، کاری بزرگ انجام دادند؛ گناه فقدان برنامه ریزی بگردن برگزارکننده یا برگزارکنندگان بود که از امکانات موجود در جامعه فرهنگی خارج از کشور استفاده لازم را نکرده بودند! این امکانات می توانست شامل اجرای قطعات زنده موسیقی و در صورت امکان اجرای ترانه هایی که بر روی اشعار سایه نوشته شده بود، باشد که مراسم را از خشکی و یکنواختی بیرون بیاورد! حتی در صورت عدم چنین امکاناتی از سی دی و کاست نیز می شد بهمان نسبت بهره ها برد، که متاسفانه کمترین فکری به این موارد نشده بود.

سخنان آقای سایه نیز می توانست گریزی بر گذشت 80 سال زندگی خود و بیان فرازهایی از مهمترین حوادث زندگی اش باشد که خود مروری بر تاریخ معاصر سیاسی و فرهنگی دوره معاصر می بود. که متاسفانه بخش دوم سخنرانی ایشان چنین نبود.

خاطرات دیگران از سایه می توانست بخش مکمل مورد بالا باشد که با وجود چنین عزیزانی در میان حضار براحتی امکان پذیر بود. واین مهم هم انجام نگرفت! باشد که انتقاداتی از این دست سازنده باشند و چنین نارسایی هایی در برنامه های بعدی پیش نیاید. این گزارش را با بازخوانی شعر "زندگی" از سایه خاتمه می دهیم.

                                                                                                                                                  "آذربایجان"

 

 هوشنگ ابتهاج (ه.الف.سایه)

 

"زندگی"

چه فكر می كنی؟
كه بادبان شكسته زورق به گل نشسته ای ست زندگی ؟
در این خراب ریخته
كه رنگ عافیت ازو گریخته
به بن رسیده راه بسته ای ست زندگی ؟
چه سهمناك بود سیل حادثه
كه همچو اژدها دهان گشود
زمین و آسمان ز هم گسیخت
ستاره خوشه خوشه ریخت
و آفتاب در كبود دره های آب غرق شد
هوا بد است
تو با كدام باد می روی؟
چه ابر تیره ای گرفته سینه ی تو را
كه با هزار سال بارش شبانه روز هم
دل تو وا نمی شود
تو از هزاره های دور آمدی
در این درازنای خون فشان
به هر قدم نشان نقش پای توست
در این درشتناك دیولاخ
ز هر طرف طنین گامهای رهگشای توست
بلند و پست این گشاده دامگاه ننگ و نام
به خون نوشته نامه ی وفای توست
به گوش بیستون هنوز
صدای تیشه های توست
چه تازیانه ها كه با تن تو تاب عشق آزمود
چه دارها كه از تو گشت سربلند
زهی شكوه قامت بلندعشق
كه استوار ماند در هجوم هر گزند
نگاه من
هنوز آن بلند دور
آن سپیده آن شكوفه زار انفجار نور
كهربای آرزوست
سپیده ای كه جان آدمی هماره در هوای اوست
به بوی یك نفس در آن زلال دم زدن
سزد اگر هزار بار
بیفتی از نشیب راه و باز
رو نهی بدان فراز
چه فكر می كنی ؟
جهان چو آبگینه شكسته ای ست
كه سرو راست هم در او شكسته می نمایدت
چنان نشسته كوه دركمین دره های این غروب تنگ
زمان بی كرانه را
تو با شمار گام عمر ما مسنج
به پایه او دمی ست این درنگ درد و رنج
به سان رود كه در نشیب دره سر به سنگ می زند
رونده باش
امید هیچ معجزی ز مرده نیست، زنده باش

 

 نسخه قابل چاپ

   
   

ã

   
 

ذربایجان" دا یازیلان مطلب لردن باشفا سایت لار ویایینلاردا فایدالانماق،
 یالنیز یازیچی، ترجمه چی و قایناق آ
دلارینی چکمکله آزادیر.