آذربایجان

 

 
  ►►► سیاست اجتماعی ملی بین الملل تاریخ  
 

 

محمد علی حسینی
ترجمه: بهروز مطلب زاده

نظامی قونوی یا نظامی گنجوی
(پیرامون نشر اشعار ترکی نظامی قونوی بنام نظامی گنجوی)

 

تقدیم به بانو فریبا افکاری

در فهرست کتابخانه خدیویه  مصر که توسط علی افندی حِلمی تنظیم شده، اطلاعاتی درباره وجود دستنوشته دیوان ترکی نظامی گنجوی ارائه شده است.

     طبیعی است که اطلاعات ارائه شده در این فهرست نمی توانست مورد توجه دوستداران ادبیات و متخصصینی که با ادبیات کلاسیک ترکی آذربایجانی سر و کار دارند، قرار نگیرد.

     کسان بسیاری همواره در تلاش به دست آوردن این  اثر بوده و آرزوی چاپ آن را داشته اند. بالاخره شخصی به نام صدیار وظیفه که ائل اوغلو تخلص اوست، به این آرزو دست یافت و با به دست آوردن نسخه ای از دستنوشته مزبور، آن را در سال 2003 میلادی/1382 شمسی با عنوان «دیوان نظامی گنجوی» تورکجه ینی تاپیلان [اثرلری]، (دیوان نظامی گنجوی - آثار نویافته به زبان ترکی) توسط انتشارات «اندیشه نو» در تهران به چاپ رساند.

   چاپ این کتاب، این امکان را فراهم ساخت تا بتوان در مورد صحت و سُقم تعلق آن به نظامی گنجوی به بحث و گفتگو و ارائه نظر پرداخت.

     پس از آشنایی با محتویات کتاب، با قطعیت می توان گفت که در فهرست علی افندی خطائی صورت پذیرفته و «دیوان نظامی قونوی قارامانی» (1) به نام نظامی گنجوی به ثبت رسیده است.

     در فهرست ها و کاتالوگ های گوناگون مربوط به دستنوشته ها، تذکره ها، مونوگرافی ها و حتی در منابع معتبر علمی، به اشتباهات و داده های غیرعلمی زیادی بر می خوریم. بطور مثال « ا. رودیگر» به سال 1862 در بررسی و ارائه نقد علمی از مجموعه ای به نام «گنجینه» که در خزانه نسخ خطی کتابخانه دولتی برلین نگهداری می شود، می نویسد: در کاتالوگی که پیش از این تهیه شده، این آنتالوژی (مجموعه) به نام «شاهنامه فردوسی» (2) معرفی شده است.

    دست نوشته فوق در سال 1666 میلادی (1077 هجری) به زبان های ترکی و فارسی نوشته و تهیه شده است. این دستنوشته همانطور که در برگیرنده آثار شاعران ترک چون شاه اسماعیل خطائی، علیشیر نوائی، محمد فضولی، باقی و ملک بیگ اوجی (3) است، در عین حال از میان آثار بسیاری که به زبان فارسی نوشته شده، از جمله بخشی از «شاهنامه» نیز در آن درج شده است.

     مؤلف این سطور  هنگام آماده کردن متن علمی - انتقادی اشعار ترکی صائب تبریزی، زمانی که در تک نگاری گلچین معانی  درباره صائب-  دقیق شدم ، دریافتم  که او  با استناد به فهرست احمد منزوی به وجود سه دیوان شعر تُرکی صائب تبریزی در کتابخانه قاهره اشاره کرده است. (4)، ولی پس از  آنکه به بهای زحمت بسیار و هزینه ای گزاف  به یکی از آن نسخه ها دست  یافتم،  معلوم شد که این نوشته ها جز ترجمه و شرحی از شعرهای فارسی صائب تبریزی به زبان ترکی عثمانی چیز دیگری نیستند!

     در فهرست بخش نسخه های خطی مجلس شورای اسلامی ایران نیز  نسخه ای از «خسرو و شیرین» به زبان ترکی  وجود دارد که به نام سالم تبریزی (قرن شانزدهم) به ثبت رسیده است (5). وقتی این اثر را به دقت مورد بررسی قرار می دهیم، معلوم می شود که این اثر به قلم شاعری عثمانی نوشته شده که با نام اصلی و یا مستعار سالم در نیمه دوم قرن هجدهم و نیمه اول قرن نوزدهم می زیسته است. از قرار معلوم عبدالحسین حائری که معرّف این کتاب بوده، خود بخش اول و آخر آن را اصلاً نخوانده، یا قادر به خواندن ترکی نبوده است!

    در این کتاب که به خط نسخ بسیار زیبا و خوانائی نوشته شده، سلطان سلیم سوم مورد مدح و ستایش قرار گرفته و تاریخ به پایان رسیدن کتاب نیز به وضوح (1800 م. / 1215 هـ) نشان داده شده است.

     همچنین در جلد 25 همین فهرست، دیوان ثانی شاعر جغتائی به نام ثانی صفوی (شاه عباس دوم) و یا به نام ثانی تَکَلو به ثبت رسیده است (6).

     در این دیوان (دیوان ثانی) که به زبان ترکی جغتائی نوشته شده، اشعاری وجود دارد که به برخی از شخصیت های ترکستان اهداء شده است. احتمالا آقای علی صدرایی خوئی که تنظیم کننده این فهرست می باشد، نگاهی گذرا به آن انداخته است. البته این احتمال هم وجود دارد که چون این اثر به تُرکی نوشته شده، از این رو اهمیت چندانی هم برای آن قائل نشده اند. در این زمینه به فاکت های بسیاری می توان اشاره کرد. این قبیل بی توجهی ها کاملاً با صداقت علمی منافات دارد! 

    و اما این نیز یک واقعیت است که در ایران، آسیای میانه، هندوستان و ترکیه شاعران زیادی بوده اند که از اسامی و یا تخلص های مشترک و گاه مشابهی استفاده می کرده اند. کسانی که درباره آثار نوشته شده به زبان تُرکی تحقیق و بررسی می کنند، حداقل باید زبانهای نوشتاری تُرکی جغتائی، آذربایجانی و تُرکی عثمانی را بدانند. تنها با استفاده از نام و نام مستعار نویسنده و یا شاعر، تعیین زادگاه و وابستگی ملّی او به درستی امکان پذیر نیست.

چند سال قبل در «روزنامه ادبیات» باکو (25 دسامبر 1996) مقاله ای تحت عنوان «اشعار فضل الله نعیمی» که از طرف غلامرضا بوداغی نوشته شده بود، بچاپ رسید. در آن نوشته مؤلف بنوعی مدعی بود که اشعار تُرکی ارائه شده، از آنِ فضل الله نعیمی تبریزی است. او از جمله می نویسد:

 

« این شعرها (منظور دو شعر تُرکی است - مترجم) در  مقایسه با اشعار فارسی نعیمی که از مضامین عمیق فلسفی برخوردار است، ضعیف به نظر می رسند، علی رغم این، در انتساب این شعرها به نعیمی هیچ جای شکی باقی نمی گذارد». (7)

 

     نویسنده این مقاله از فضل الله نعیمی و چند شاعر دیگر با نام های نعیمی، نعیما، نعیمی هروی (قرن 15)، نعیمای قمی و نعیمای شیرازی نام می برد. در اینجا من مایلم نام دو شاعر دیگر را نیز که در «تذکرﺓ الشعرای» حسن چلبی قینالی زاده (8) از آنها به عنوان «نعیمی» نام برده شده است به آن بیفزایم. اساساً از بیان «گفته نعیمی» که در سرلوحه این دو شعر تُرکی به کار رفته در مقاله بوداغی می توان احتمال داد که این شعرها متعلق به یکی از آن دو شاعری است که نامشان در «تذکرﺓ الشعرا» آمده، زیرا کلمه «گفته» در تاریخ ادبیات عثمانی همواره در سرفصل اشعاری که برای موسیقی نوشته می شده به کار می رفته است. در ادبیات آذربایجان به کاربرد این کلمه به معنای فوق بر نمی خوریم.

علی افندی موقع ترتیب فهرست کتابخانه خدیویه مصر، در رابطه با نسخه خطی ای که در سرلوحه آن «دیوان نظامی» نوشته شد، آنرا از آن نظامی گنجوی دانسته و در نتیجه این خطا تخمیناً پس از گذشت یکصد سال در مقاله صدیار وظیفه (ائل اوغلو) تکرار می شود.

     ائل اوغلو در کتاب خود «دیوان نظامی گنجوی» 11 صفحه (45- 34) از بخش اول آن 58 صفحه ای (91-34) را که به دیوان مربوط است به اشعار تُرکی نظامی گنجوی و 45 صفحه (91-46) باقی مانده آن (بخش دوم) را به اشعار تُرکی و فارسی نظامی قونوی قارامانی اختصاص داده است (9).

     پس از خواندن سرتاسر متن، به این نتیجه می رسیم که کتاب (دیوان) به زبان تُرکی عثمانی نوشته شده و تفاوت های معین و مختلف زبانی بین بخش های اول و دوم آن را با توجه به تفاوت های موضوعی آن می توان توضیح داد. تفاوت بخش اول که شامل «نعت» و «مدح» است با بخش دوم در آن است که بخش دوم غزلیات را در بر می گیرد که باید از زبان ساده تری برخوردار باشد. همچنین باید بگوییم که تحلیل بخش اول کتاب چه از جهت فرم زبان و چه بر اساس فاکت های دیگر به شکل بارزی عدم ارتباط این اثر با نظامی گنجوی را قویاً به اثبات می رساند. ائل اوغلو در توضیح نام محمد خان که در قصیده ای با ردیف «نرگس» آمده است می گوید:

 

«چنین به نظر می رسد که محمدخان مطرح شده در قصیده با ردیف نرگس، همان محمدخان پهلوان ائلدنیز [الدگز] باشد. در تاریخ از او با عنوان محمدخان جهان پهلوان نام برده شده است».

 

کیمدیر اول خسرو آفاق محمدخان کیم

گرد راهیندن ائدر دیده منوّر نرگس (10)

 

یعنی: کیست آن خسرو آفاق محمد خان، که نرگس، دیده اش را ز گرد راه او منوّر سازد؟

 

     به نظر ما، آگر ائل اوغلو در اندیشه خود راسخ بود، جمله «به نظر می رسد که ...» را به کار نمی برد. البته او در جای دیگری از کتاب خود نیز (ص 36) درباره نام محمدخان مطرح شده در بیت فوق چنین می نویسد:

 

«گمان می رود که منظور از محمدخان اشاره به محمد جهان پهلوان ائلدنیز باشد (11)»

 

     دانشمند ترک ذکی پاک آلین در بررسی و توضیح لغت خان می نویسد:

 

«خان عنوانی است که به شاهان عثمانی اطلاق می شده و به کار می رفته است» (12)

 

و شمس الدین سامی نیز نشان می دهد که «این عنوان به اسامی سلاطین عثمانی الحاق می شده» (13)

 

       محمد خان ی که در اینجا از او نام برده می شود، امپراطور بزرگ عثمانی، سلطان محمد فاتح است، همان گونه که در بیت دیگر شعر، این مسئله به وضوح آشکار می شود:

 

«رزم بهرامیله یونان تختینی فتح  ائیله یب

قصر کیخسرو دا دارا بیگی توتدو جام جم» (14)

 

     یعنی: به رزمی بهرام گونه فتح کرد تخت یونان را، در قصر کیخسرو دارا بیگ جام جم را به چنگ آورد.

 

    از تاریخ چنین پیداست که سلطان محمد در سال 1453 قسطنطنیه (کنستانتینوپل) را فتح کرد و سه سال پس از آن، یعنی در سال 1456 نیز همه یونان را به خاک امپراطوری عثمانی ضمیمه ساخت. همانطور که این بیت نشان می دهد، فاتح تخت یونان نه محمد جهان پهلوان، بلکه سلطان محمد فاتح است!.

 

« بـاغ ایچینده نه قــدر ورد و ریاحین وار ایـــسه

جمله سین کندیسینه  ائیلدی نوکر نرگس» (15)

 

                یعنی:

در بـاغ هـــر چـــه هست ریـــاحین و سرخ گل
ساخت نـرگــس همــه را نــوکـــر خویــــش

     درباره کلمه «نوکر» که در این بیت آمده، تورخان گنجه ای دانشمند و تُرک شناس بزرگ مقیم لندن توجه ما را به نکته جالب و پراهمیتی جلب می کند: «نوکر» کلمه ای است با ریشه مغولی که پس از استیلای مغول ها، به زبانهای فارسی و تُرکی راه یافته است، بنا براین در دوره حیات نظامی گنجوی نمی توانسته مورد استفاده قرار گیرد.

     این فاکت نیز به طور جدی این نکته را به اثبات می رساند که این اثر در دوره بعد از نظامی گنجوی خلق شده است. در واقع، این اثر، تنها دیوان نظامی قونوی قارامانی است.

     بخش اول این اثر شامل «نعت» و «مدح» می باشد و به اشتباه به نظامی گنجوی نسبت داده شده است. بررسی اشتباهات و خطاهای دیگر این کتاب که در مقدمه و توضیحات آن رخ داده مستلزم مقاله نسبتاً بزرگ جداگانه ای است که فعلاً از حوصله این مقاله خارج است. اگر همه اشتباهات و خطاهای مقدمه و توضیحات این کتاب را برشماریم لیست بلند بالایی را تشکیل خواهد داد. تنها، بطور خلاصه باید بگوییم که شخصیت های تاریخی «مدح» شده در این کتاب به یقین نمی توانند همان نام هایی باشند که در «خمسه» نظامی گنجوی آمده اند. در رابطه با بعضی تشبیهات این کتاب که در آثار نظامی گنجوی نیز وجود دارند باید گفته شود که، در سده های میانه، وجود تشبیهات و توضیحات مشترک در آثار بسیاری از شعرای فارسی زبان و تُرک زبان پدیده ای کاملاً عادی بوده است.

 در نوشتن این مقاله از نسخه های دو اثر «خسرو و شیرین» سالم و دیوان ثانی استفاده کردم. از خانم فروغ صالح دیرین که میکروفیلم این دو اثر رااز  کتابخانه مجلس شورای اسلامی ایران تهیه و برایم ارسال داشته اند، سپاسگزاری می کنم.

 

 

                                                                                                                                            برلین، 30/1/2004

                                                                                                                                            محمدعلی حسینی

 -----------------------------

توضیحات:

1- مولانا نظامی: وطن اصلی اش قارامان است. در قونیه متولد شده است. گفته می شود پدرش ملا ولی واعظ بزرگی بوده. خودش اهل فضل و صاحب معرفت بوده و اشعار غزلیاتی سلیس دارد. زیاد مسافرت کرده و در تحصیل علوم کوشا بوده. اشعاری به زبانهای تُرکی و فارسی سروده است. پس از تحصیل علوم به زادگاه مألوف خود قونیه بازگشته و باقی عمر خود را در آنجا سپری کرد و در آنجا نیز درگذشته است. (سَهی،  ادرنه لی: تذکره سهی، مطبعه آمدی 1325، ص 65)

2- R. Rödiger: Mitteilungen zur Handschriftenkunde, Deutschen morgenländischen Gesellschaften, Leipzig, 16 Band, ss. 227-234

3- درباره این شاعر نگاه کنید به:

حسینی، محمدعلی: ادبیات تاریخمیزدن صحیفه لر، باکو، 2004، ص 115-102

4- گلچین معانی، احمد: فرهنگ اشعار صائب، جلد 10، تهران، مؤسسه مطالعات .... 1364، ص 36، مقدمه

5- حائری، عبدالحسین: فهرست کتابخانه مجلس ... جلد 10، تهران، 1347، ص 492

6- صدرائی خوئی، علی: فهرست نسخه های خطی مجلس ... جلد 25، تهران، مرکز مطالعات و ... ؟، صص 20-19

7- بوداغی، غلامرضا: «فضل الله نعیمی نین شعرلری» ادبیات قزتی، باکو، شماره 52 [2851]، 25 دسامبر 1996، ص 2

8- قینالی زاده، حسن چلبی: تذکرﺓ الشعرا، جلد 2، ترتیباتچی: دکتر ابراهیم قوتلوق، آنکارا، تورک تاریخ قورومو، 1978، صص 996- 993.

9- دیوان نظامی گنجوی (تورکجه ینی تاپیلان)، ترتیبات: ائل اوغلو، تهران، اندیشه نو، 1382

10- همان منبع، صص 12-11

11- همان منبع، ص 36 حاشیه

12- M. Zeki Pakalin: Osmanli Tarih Deymler ve …, Istanbul 1971, S. 723

13- سامی، شمس الدین: قاموس تُرکی

14- دیوان نظامی ... منبع پیش گفته، ص 40، بیت 11

15- همان منبع، ص 37، بیت 12

 منبع: «ادبیات قازتی» (روزنامه ادبیات) 12 مارس 2004، نمره 12 (3396) باکو

 

 یادآوری

    متن اصلی این مقاله بزبان ترکی آذربایجانی در تاریخ 12 مارس 2004 در روزنامه ادبیات چاپ باکو انتشار یافت. در جریان ترجمه این مطلب، ار طریق دوست فرزانه ای مطلع شدم که مسئولین کتابخانه خدیویه مصر خطای علی افندی حلمی را تصحیح کرده و در ویرایش و بازبینی کاتالوگ کتابخانه، دستنوشته مورد بحث را بنام سراینده واقعی آن «نظامی قونوی قارامانی» به ثبت رسانده اند. این نکته نشانگر صحت قطعی نظر پژوهشگر ارجمند آقای م.ع. حسینی است که دستنوشته فوق را نه از آن نظامی گنجوی بلکه سروده نظامی قونوی قارامانی می داند.

  در زیر توجه خوانندگان و علاقمندان را به کپی صفحه تصحیح شده کتابخانه خدیویه مصر جلب می کنیم.

بهروز مطلب زاده

نسخه قابل چاپ

   
   

ã

   
 

ذربایجان" دا یازیلان مطلب لردن باشفا سایت لار ویایینلاردا فایدالانماق،
 یالنیز یازیچی، ترجمه چی و قایناق آ
دلارینی چکمکله آزادیر.