بازگشت به صفحه پیشین
حسن جداری
من این کشتار و این سرکوب و زندان را نمیخواهم
من این ملک پر از اندوه و حرمان را، نمیخواهم
من این
جمعیت زار و پریشان را، نمیخواهم
من این بند اسارت را که دین بر پای زن بسته است
من این تحقیر و این آزار نسوان را، نمیخواهم
من این زنجیر استبداد را بر پای آزادی
من این کین توزی و بیداد شیخان را، نمیخواهم
به زنجیر ستم ، بسته است ملا، پای آزادی
من این ملای زشت آئین و نادان را، نمیخواهم
من این شیخ ستمگر را که خون خلق میریزد
من این کشتار و این سرکوب و زندان را، نمیخواهم
من این اندوه و رنج توده محروم و زحمتکش
من این رخسار زرد و چشم گریان را، نمیخواهم
زظلم کارفرما، کارگر، بر نان شب محتاج
من این بیشرمی سرمایه داران را، نمیخواهم
جهانی عاری از بیداد و استثمار، میخواهم
نصیب توده ها، این رنج و حرمان را، نمیخواهم
برای خاطر شعر و سرود و عشق و آزادی
بقتل عاشقان، فتوی و فرمان را، نمیخواهم
برای دفع شّردشمنان توده زحمت
رهی جز انقلاب و قهر و عصیان را، نمیخواهم
بدست توده ها، این ملک را آباد باید کرد
من این خاک ملال انگیز و ویران را، نمیخواهم
تیر ماه 1386
نسخه قابل چاپ