بازگشت به صفحه بیشین
آیدین صمیمی
چنگیز آیتماتوف
نویسنده مشهور قیرقیزستان درگذشت

چنگیز آیتماتوف نویسنده قرقیزی تباری که
قیرقیزستان
و جمهوری های پیشین شوروی از شخصیت های سیاسی و ادبی محبوب
و مشهور به شمار می
رفت،
در سال ۱۹۲۸ در سواحل رود تالاس
در روستای مهاجرنشین شکر
SHEKER
چشم به جهان گشود.
در
خانواده از کودکی
با زبان و ادبیات روسی و جهان آشنا شد و خیلی زود پایش
به فعالیت های
اجتماعی کشیده شد.
در زمان
جنگ جهانی دوم،
چنگیز که
چهارده سال بیشتر نداشت
و همه
مردان
ده در جبهه مشغول
جنگ بودند در روستایش منشی کمیته اطلاعات
حزب کمونیست شد؛
او خود در مصاحبه ای
گفته اس:«هنوز
خودم باور ندارم که از چهارده سالگی فعالیت های
سیاسی ام را آغاز
کردم و با آن سن کم باید تصمیمات بزرگی در حیطه های
مختلف زندگی روستایمان، آن هم در شرایط جنگی، می گرفتم.»
در دل
طبیعت بکر کوه و جنگل بالید و
رشد کرد؛
در کشورش وارد انستیتوی
جانورشناسی شد.
در زمان دانشجویی او گاه به گاه داستان، گزارش یا مقاله یی
کوتاه برای
روزنامه ها می نوشت. از آنجا که خیلی زود استعداد نویسندگی
خویش را نمایان
ساخت توانست در سال ۱۹۵۶ برای تحصیلات عالی در رشته ادبیات
وارد دانشکده
ادبی گورکی مسکو شود.
پس از فارغ
التحصیل شدن بلافاصله به کشورش بازگشت، به حزب کمونیست
پیوست و سردبیری
مجله «ادبیات قرقیزی» را به عهده گرفت و در همین حال به
مدت پنج سال
خبرنگار روزنامه معتبر «پراودا» در قرقیزستان هم بود. مدت های
طولانی در زندگی
اش، در طبیعت و اطرافیانش، در دل سنت ها و قوانین اجتماعی
به دنبال
قهرمانان و موضوعات داستان های خویش بود و توانست آنان را از دل
وقایع و شرایط
اجتماعی بیرون بکشد. در آثار اولیه اش
کارگران صادق،
کوشا و ساده شوروی که با تمام وجود به پیشرفت کمونیسم می
اندیشیدند و برای
آن تلاش می کردند قهرمانان او را تشکیل می دادند.
خود او به عملی شدن سوسیالیسم باور داشت و در نوشته هایش
به مشکلات
و موانع بر سر احقاق آن می پردازد. در آثار اولیه اش با
توجه به محیط سنتی یی که در آن رشد یافته است،
بسیاری از آموزه های سنتی و دینی را از موانع رشد
اجتماعی می شمارد و می کوشد قهرمانانی بیافریند که خود را از
این بندها رها می سازند و
دنیای درخشانتری را می آفرینند.در
ابتدا او داستان های کوتاهی به زبان قرقیزی در مجلات
کشورش به چاپ می رساند ولی بعد از انتشار اولین
داستانش «جمیله» که به زبان قرقیزی نوشته
بود و با اقبال عمومی در کشورش مواجه شد، پس از ترجمه آن
به زبان روسی به تدریج وارد حیطه نویسندگان مطرح شوروی شد.
در همان سال با
ترجمه "لویی آراگون" بزبان فرانسه، "جمیله" شهرت جهانی را نصیب آیتماتوف
کرد. در مقدمه ای که آراگون بر جمیله می نویسد، آنرا "زیباترین داستان
عشقی" می نامد.
قهرمان اصلی داستان، جمیله، دختری است روستایی، خودآگاه و
جسور که سعی دارد با
تمامی
سنت های
دست و
پا
گیر
جامعه اطرافش به مبارزه برخیزد. داستان از
زبان برادرشوهر نوجوانش سعید
روایت
می شود که جمیله را سخت می ستاید.
جمیله
حکایت
مبارزه با اخلاقیات و فرهنگ سنتی است که با آزادی های بشری در
تضاد است. داستان به رهایی جمیله از بند همسر و جامعه اش
می انجامد، کاری که از سوی
اطرافیانش به جز سعید نکوهیده و ناپسند است.
شیوه ادبی آیتماتوف
بر
پایه
صراحت و صداقتی که در قهرمانانش
وجود دارد
پایه
گذاری می شود.
سبکی متعالی که با وجود تنش ها و موانع، بسیار خوش باورانه
است. در موقعیت های دراماتیک و عجیبی
که قهرمانانش در آن قرار می گیرند، مردمی صادق و توانا
جلوه می کنند و با مشکلات و دشمنانی برخورد می
کنند که به اندازه خود ایشان بزرگ و قوی هستند
یا با باورها و
دگم هایی درمی افتند که
مانند جانوران درنده سرسخت اند.
در «جمیله» و «نخستین
آ موزگار» نویسنده توانسته است تکه هایی از
زندگی را شکار کند که گرایش متعالی و
آرمان گرایانه دارند
و از آنها
صحنه هایی تاثیرگذار و قوی
می آفریند.
صحنه هایی که
در جهت بالا بردن
روحیه همیاری، حس
خوشبینی و نشاط در مردم
نقش ویژه ای بازی می کنند.
به همین دلیل، صرف نظر از ساختار واقع گرایانه یی که در
آثارش دیده
می شود، او را بیشتر از زمره نویسندگان رمانتیک به حساب
می آورند. نوشته های او از عناصر رمانتیک به طرز
ماهرانه یی اشباع شده اند. چنگیز در مصاحبه یی
خود را نویسنده یی رئالیست معرفی می کند که از خیال کمک می
گیرد. از میان نویسندگان پیش از خود او بیش از همه از
داستایوفسکی، بولگاکف و
همینگوی تاثیر گرفته است.
اگر نگاهی به روند نویسندگی او بیندازیم، هرچه می گذرد او
بیش از پیش
به ابعاد جدیدی از زندگی اجتماعی و لایه های درونی آن
سرک می کشد و سعی می کند به رازهای پنهان در دل
آن پی ببرد. از مطرح کردن پرسش ها و دغدغه های
مهم انسان قرن بیستم ابایی ندارد و با شجاعت و مهارت آنها را دستمایه خلق
آثار خویش قرار می دهد. او در اثر «دشت مادری» (۱۹۶۵) به
رئالیسمی بی رحم و صریح
روی می آورد و طی این روند در «الوداع
گل ساری»
(۱۹۶۶) و
«کشتی
بخار
سفید»
(۱۹۷۰) و
«پرنده
های زخمی آوازخوان»
(۱۹۷۵)، زبان چنگیز به اوج پختگی و
روانی خود می رسد.
در «کشتی بخار سفید» تصاویر زندگی مدرن
مانند تار و پود رنگارنگ فرش
با عناصر افسانه های قدیمی آنچنان ماهرانه در می آمیزد
که گاهی به سختی می توان میان اسکلت و بدنه متن
با رنگ آمیزی های هنرمندانه چنگیز تمیز قائل شد.
علاوه بر این، طبیعت آسیب دیده از جانب انسان، به واسطه همین آسیب ها،
آنچنان با انسان درآمیخته که گویی طبیعت و انسان اجزای
جدانشدنی یک
پیکرند.
در رمان «روزی
بدرازای
یک قرن» (۱۹۸۰) چنگیز از دغدغه های کوچک
قهرمانانش به دغدغه های فراگیر جهانشمول روی می آورد. از
این پس در آثار او لایه یی کوچک و ویژه از زندگی
نیست که به تصویر کشیده می شود، بلکه تمام جهان
با زبان مخصوص نویسنده، با تمام گذشته، حال و آینده اش به هم
پیوند می خورند و به خواننده عرضه می شوند؛ جهانی که حتی
به این کره خاکی محدود نمی شود. شادی، غم و همه
چیزهای خوشایند یا دردناک زمینی با یکپارچگی آن
از یک طرف و مرزهای قراردادی از طرف دیگر در شکلی جدید در
آثار او رنگ آمیزی می شود.
در همین رمان است که با خلاقیت آیتماتوف واژه
«مانقورت» وارد فرهنگ جهانی می
شود! حکایت نایمان آنا درباره طایفه ژوان ژوانی است که در روزگاران
پیشین جلگهها را به تصرف درآورده، حافظه اسرایشان را از
طریق شکنجههای بیرحمانه
از بین میبرده و آنها را به بردههای بلاارادهای
(مانقورت)تبدیل
میکردهاند. نایمان آنا، مادر مردجوانی که به «برده
بیحافظه» تبدیل شده است، تلاش میکند که پسرش را
از سلطه ژوانژوانیها آزاد کند. با وجود این،
جوان مادرش را نمیشناسد و به دستور سرور
خود، او را میکشد. اکنون واژه «مانقورت» به کس یا کسانی اطلاق می شود که
بوسیله آسیمیلاسیون و یا شستشوی مغزی، شخصیت فردی یا اجتماعی انها نابود
شده است.
چنگیز
آیتماتوف بخاطر
خلاقیت
ادبی خود جایزه های دولتی زیادی را از آن خود کرده است؛
او در سال 1963 بخاطر کتابهای "نخستین
آموزگار"، "چشم دیو"، "جمیله" و چند کتاب دیگر، برنده
"مدال ادبیات لنین" شد؛ در 1968 برنده جایزه "ادبیات شوروی"، در 1978
"قهرمان کار سوسیالیستی"، در 1983 برنده جایزه "ادبیات شوروی" (برای بار
دوم) شد.
چنگیز
آیتماتوف در دوره گارباچوف، رئیس کمیته فرهنگ و زبانهای ملی پارلمان
شوروی و دبیر اتحادیه نویسندگان شوروی شد؛ وی قبل از فروپاشی شوروی یکی
از 5 سخنگوی گارباچوف بود. آیتماتوف ظرف 15 سال سفیر شوروی در کشورهای
اروپایی و بالاخره سفیر کبیر قیرقیزستان در اتحادیه اروپا شده بود.
تقریبا" تمام آثار وی بزبان آذربایجانی و فارسی ترجمه شده است.
از مهمترین آثار آیتماتوف، می توان به جمیله، دشت مادری،
الوداع گل ساری، کشتی بخار سفید، پرنده های زخمی آوازخوان وروزی بدرازای
یک قرن اشاره کرد!
نسخه قابل چاپ