صادق شکیب
نگاهی به رمان تاریخی "اشك سبلان"
در این دوران خطیر و
سرنوشتساز میهمان كه با چندین دهه بمباران تبلیغات آریامهری و نیروهای
واپسگرا برای وارونه جلوه دادن تاریخ معاصر ایران و دگرگون نمایاندن
واقعیات و رویدادهای تاریخی، بسیاری حقایق از دید مردم پنهان نگه داشته
میشود، رمان تاریخی ”اشك سبلان“ از جمله كتابهایی است كه به راستی
خواندن و دقت و تأمل بر مطالب مطروحه در آن نیازی است انكار ناپذیر. در
این اثر درخشان ادبی هنری که رویدادهای اجتماعی تاریخی كشورمان خصوصاً
وقایع آذربایجان به سال 1324 تا 1357 در وجهی متمایز و برگرفته از
واقعیتهای اجتماعی آن دوران بازگو میشود، آموختنیهای بس فراوانی برای
خواننده وجود دارد كه باقلمی گیرا ساخته و پرداخته شده است.
در سال 1324 مردم آذربایجان در یك جوشش تاریخی با قیامی پرشكوه علیه
مظالم اجتماعی و اقتصادی وحشنتاكی كه تحت سیطره حكومت استبدادی شاهی در
حقشان اعمال میشد، دولت محلی را پی ریختند كه دفاع منافع تاریخی آنان را
در چارچوب یک ایرانی دمكراتیك و آزاد خواستار بود. قوامالسلطنه، این پیر
كهنهكار فعال در عرصه سیاست ایران ، در مقام نخست وزیری شاه با هدایت
امپریالیستها نقشه سركوب مردم آذربایجان و نابودی دولت خودمختارشان را
كشید و به وحشیانهترین شكلی نیز آن را به مرحله اجرا گذارد. وی با كشتار
وسیع و بیرحمانه مردم آذربایجان، مبادرت به انتقام از مردم زحمتكش این
خطه از كشورمان برآمد و سپس وقیحانه و با تبلیغاتی بیشرمانه این عمل
ننگین خود را بدینسان توجیه كرد، كه گویا هدف واقعی زحمتكشان این دیار
نه رسیدن به منافع حقهی خود، كه تجزیه طلبی و جدائی از كشور بوده است.
متأسفانه رسوبات این
تبلیغات دوره ستمشاهی هنوز هم در اقشاری از افراد، نه تنها تأثیرات منفی
خود را از دست نداده، بلکه در اشکال گوناگونی به بازتولید خود نیز
پرداخته است. در رمان زیبا و خواندنی اشك سبلان، این وقایع آنچنان مستند
و واقعی و هنرمندانه به تصویر كشیده شده كه اغراق نخواهد بود اگر بگوییم
كتاب، سندی تاریخی بر حقانیت مردم مظلوم و ستمكش آذربایجان بوده و در
شگرفترین وجه ممكن هنری با نثری ساده و عمیق در بیانی زیبای ادبی مطابق
ظرفیتهای فرهنگی جامعه امروزین ما به رشته تحریر در آمده است.
وقتی از كلارا (دختری كه برخلاف خواست پدر ومادرش میخواهد زن مرد جوانی
گردد كه به مبارزه اجتماعی ایمان دارد و با تمامی وجود خود درگیر آن است)
صحبت به میان میآید، پدر و مادری كه در زندگی جز به منافع محدود
خانوادگی و تنگ نظرانه و كوتاه مدت خود نمیاندیشند نمایانگر میگردد.
دختر علیرغم خواست آنها زن آیدین شده، پای در راه مبارزه اجتماعی
میگذارد و در این راه هر مشقت و مرارتی را به جان میخرد.
این مسئله به روشنی نشانگر روحیه استقلالطلبی ترقیخواهانه و عدالتطلبی
و عزت نفس زن نواندیش ایرانی است كه در عالیترین و پر احساسترین وجه
ممكن در این اثر بیان شده است. خود این موضوع حاكی از شناخت عمیق نویسنده
از افكار ارتجاعی فرهنگ پدر سالاری و خودمدارانه است كه در تدوام و رشد
خود روحیهی شخصی افراد را آنچنان فاقد و عاری از احساس و عاطفه مینماید
كه همدردی و حس مسئولیت خانوادگی را نیز در آنها تهی و درنهایت
میخشكاند. دارابی در رمان خود به درخشانترین وجه ممكن هنری این خصوصیت
را ترسیم و بارعایت تمامی موازین هنری مورد مذمت و ملامت قرار داده است.
پس از سركوب نهضت مردم آذربایجان و در ادامهی روند رویدادها تا مقطع
كودتای 28 مرداد سال 1332 خواننده با دلشورهها و اضطرابها و دلتنگیهای
مردمان و در شور و شوق مبارزان برای ملی كردن صنعت نفت عمیقا سهیم
میگردد. نویسنده با چیره دستی خواننده را نه تنها با عمق حوادث آشنا
میسازد، بلکه او را با خود به فضای آن سالیان پرامید میبرد. فرد در حین
مطالعه كتاب حتی نمیتواند به خود بقبولاند كه همه این تحولات به آنچنان
روز تاریك و خونینی در 28 مرداد ختم خواهد شد.
نویسنده صحنههای حكایت روز كودتای امپریالیستها و دربار بر علیه دولت
ملی شادوران مصدق، شور و شوق مبارزان برای مقاومت در برابر عوامل دربار و
تردید برخی نیروهای در انتخاب راه و روش مناسب سیاسی را، آنچنان با
تردستی و هنرمندانه به تصویر كشیده كه گویاتر از هر كتاب تاریخی، خواننده
را با رویدادهای آن روز آشنا میسازد. نویسنده در این اثر اوج مرزهای
شكوفان هنری را به نمایش میگذارد و خواننده در مییابد كه در راه شناخت
جامعه در وجوه گوناگون سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ، هنر چه جایگاه
والا و شایستهای میتواند داشته باشد.
در
بازنمایاندن چهره زن ایرانی در یك اثر هنری، دارابی سخنان گفتنی بسیاری
در این كتاب برایمان دارد. از غنچه، این پیرزن زحمتكش و دردمند آنچنان
تصویر پر احساسی ارائه میدهد یا از فخری و گلزار چنان به شیوایی سخن
میراند كه خواننده نه تنها به هیچ عنوان نمیتواند شانای را (كه زنی در
عمق معنای واژگان مبارز مقاوم و درد آشنایی است و شخصیت پر جذبهای دارد)
بر آنها ترجیح دهد، بلكه در مییابد که در یك جامعه، همه انسانها در وجوه
گوناگون فكری و روحی و عقیدتی خود دوست داشتنی و دلپذیر و پذیرفتنیاند.
و این میرساند كه نویسنده آگاهانه با توصیف زندگی پر رنج قهرمانان مبارز
پرداخته و از قهرمانپروری کاذب دوری جسته است.
در آفرینش و خلق تمامی فضاهای رمان، دارابی از درازگویی پرهیزنموده و
روایت رویدادهای تاریخی و پیچیدهترین حوادث كشور در آن سالها را به
سادگی و با لحن زیبا وبس دلنشین ارائه داده است.
نویسنده در
فضاسازی موقعیت اجتماعی، تاریخی و جغرافیایی این رویدادها نیز به همان
سبك ساده گویی خود وفادار است كه بر جذابیت كتاب بسی میافزاید. در نشان
دادن روابط و همبستگی زنان و مردان در كار و پیكارشان نیز در این رمان،
ما شاهد انسانیترین و احساسیترین رابطهها میشویم و میبینیم كه در
كار و تلاش برای زندگی و نیز مبارزه اجتماعی، زنان و مردان دوشادوش هم
میباشند و آدمیان جزء لاینفك زندگی مشترك در تمامی ابعاد و حوزههای
مختلف اجتماعی در كنار هم هستند. این مورد در بازكاوی روابط خانم راد با
آیاز وكلارا و الیاس با شانای و کلارا و گلزار با سعید و فخری با رامین
به عیان و برجستگی خاصی برایمان روشن میشود.
پس از پیروزی كودتا و یورش بربرمنشانه رژیم شاه بر علیه مردم و مبارزان،
كه به دستگیری و شكنجه و اعدامهای گسترده و وسیعی میانجامد، آنجا كه
حبیب (پیرمردی كه پسر و دامادش اعدام شدهاند) واگویهی دردمندانه و
جانگدازی بر سر قبر فرزند برومند و داماد شجاعش دارد، عمق طرح منطقی
فرهنگ انتقاد و ترسیم شرافتمندانه خط مابین آن با تخطئه ومغلطه نیز به
شیوهای بس هنرمندانه ترسیم شده است.
در حكایت
سرگذشت كودكانی چون یاشار، بابک، پژمان، نسترن و نیز تامارا چنان عمیق و
با احساس مطالبی از درد و رنج و عواطف و عوامل کودکانه مطرح میشود كه به
راستی دنیایی پر شوق و آرزوهای پر سوز و گداز در دید چشمان خواننده به
صورت كاملا زنده و روشنی رژه میروند.
در
بازنمایاندن شخصیت كیوان، كودكی كه بنابر شرایط خاص تربیتی و محیط
خانوادگی فاقد هر نوع صداقت و احساس صادقانه دوستی با سایر كودكان است،
به دانش ژرف و شناخت عمیق نویسنده از دنیای كودكان و روحیاتشان و اینكه
بسترهای زندگی در محیط اجتماعی و خانوادگی چه سان در تربیت و شكلگیری و
در تكوین شخصیت آتی آنان موثر است، پی میبریم.
در حكایت
رویدادهای دهه چهل و پنجاه كشورمان كه در بستر شرایط اجتماعی و خفقان
حاكم پلیسی و امنیتی آن دوران عدهای از جوانان عدالتخواه مبارزهی
مسلحانه را بر علیه رژیم شاه آغاز میكنند و به نفی و انتقاد تند علیه
اشكال دیگر مبارزه بر میخیزند، رمان پرشكوهترین و جاندارترین صحنهها
را به نمایش می گذارد و در تحلیل موقعیت خاص تاریخی آن دوران كشورمان در
پیوند با مسائل جهانی چنان فضای ملموس و زندهای خلق و بازآفرینی میكند
كه به راستی قلم اعجابآور و تحسین برانگیز نویسنده را به نمایش
میگذارد. چرا كه گویاتر از هر اثر تئوریكی و تاریخی در این زمینه
میباشد. روح رئالیستی حاکم بر این کتاب در ابعاد مختلف هنری و در فضاهای
گوناگون متنوع وبس دلپذیر، ستودنی و در خور ارزش و احترام است و میرساند
كه درعرصه ادب و فرهنگ سرزمینمان رماننویسی در این زمینه میرود تا به
مرزهای پر شكوه و نوین و آموزندهای دست یابد.
از کتاب ارزشمند جناب ابراهیم دارابی در مییابیم که هرگاه نویسندهای
بخواهد تعهد را در هنر و هنر را در تعهد و صداقت و امانت را در بازگویی
روایتهای تاریخی توأمان كند، نكات بس فراوانی میتوان از او آموخت؛ به
همان نحوی كه در این كتاب مطالب گوناگونی از این موارد را میتوانیم
بیابیم و بیاموزیم.
نسخه قابل چاپ